تبلیغات
همسنگران - مدافع حرم شهید «حامد جوانی» به روایتی دیگر

همسنگران

Music v:12 Music v:12 Music v:12 Music v:12

آخرین مطالب ارسالی

مدافع حرم شهید «حامد جوانی» به روایتی دیگر




شهید مدافع حرم «حامد جوانی» به روایتی دیگر

سلام رفقا...

 حامد جوانی هستم.

خوشحالم مهمون شما شدم

سال 1369  به دنیا اومدم خونوادم با فضای مذهبی آشنام کردن و بچه هیئتی شدم

خیلی به پدر و مادرم احترام میذاشتم صادق بودم

تو رشته علوم نظامی درس خونده بودم

و سال 88 وارد سپاه شدم

تلاشم بود طوری زندگی کنم که برای دین و انقلاب مثمر ثمر باشم

از سوریه رفتنم بگم

خیلی راحت به خونواده گفتم که میخوام سوریه برم خونوادم الحمدلله راحت قبول کردن خونوادم میدونستن که برم یا مجروح میشم یا شهید یا سالم برمیگردم.

قبل رفتن گفته بودم که اگه شهید شدم تو مراسم گریه نکنین که دشمن شاد نشه

همیشه میگفتم یا حسین ما هنوز نمرده ایم که رقیه ات دوباره سیلی بخورد.

ما وظیفه دارم از حضرت زینب و حضرت رقیه دفاع کنیم

موقع رفتنم به سوریه مامانم رو تو اتاقم بردم و وصیت نامم رو بهش دادم اگه شهید شدم بخونش

خداحافظی کردم و رفتم.

مامانم هر سال که یه ماه روضه حضرت زهرا تو مسجد برگزار میشد میرفت اما امسال(قبل شهادتم)بخاطر دوری راه نتونست بره یه روزی به من گفت ببرمش رسوندمش مسجد اما روضه تموم شده بود و همه در حال برگشت بودن مامانم گفت برم تو تمیز کردن کمک کنم گفتم من نیت میکنم.برو و استکانها رو بشور

دو سه روز بعدش رفتم سوریه که اول مجروح شدم و بعد شهید شدم مامانم متوجه نیتم شد.

به حضرت ابوالفضل خیلی علاقه و ارادت داشتم به مراسمات و هیئت  که میرفتم دلم میخواست روضه عباس بخونن

آخه رفقا به هرکی که علاقه داشته باشی و تلاش کنی شبیهش بشی مثل همون میشی

موقع شهادتم مثل حضرت عباس شدم. هم چشمام و هم دستام رو از دست داده بودم تمام اعضای بدنم پر ترکش شده بود مثل تمام اعضای حضرت ابوالفضل که تیر باران شده بود.

دراردیبهشت 94 درسوریه مجروح شدم حدود 43 روزدربیمارستان بقیه الله تهران درحالت کما بودم و سرانجام دعوت حق رو لبیک گفتم.

قبل شهادتم دو تا عکس آماده کرده بودم برای تشییع پیکرم به مامانم داده بودم.

حتی برای کارهای اداری هم که میرفتم ,میگفتم نامم رو امضا کنین وگرنه بعدا پشیمون میشین چون میرم و برگشتی برام نیست.

بخشی از وصیت نامم:

تا آخرین قطره خون نمیگذاریم دوباره خواهرت به اسارت برود.

آرزو دارم همچون حضرت عباس در دفاع از خواهر بزرگوارشان شهید بشوم.




زرین یاس چهارشنبه 19 خرداد 1395 نظرات() ادامه مطلب
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر